نویسنده : ال ام مونتگمری
مترجم : سارا قدیانی
انتشارات : قدیانی
قطع : رقعی
نوع جلد : شومیز
تعداد صفحه : 408
کتاب «آنی شرلی در جزیره» سومین جلد از مجموعه آنی شرلی است، و در آن، آنی برای نخستینبار خانه کودکیاش را ترک میکند تا وارد مرحلهای تازه از زندگی شود. داستان با رفتن آنی به دانشگاه ردمن در کینگزپورت آغاز میشود؛ جایی دور از گرین گیبلز و اونلی، دور از ماریلا، متیو، و خاطراتی که زندگیاش را شکل دادهاند. این تغییر مکان، بهانهای میشود برای مواجهه او با دنیای بزرگتر، تصمیمهای دشوارتر و کشف لایههای پنهان شخصیت خودش.
در این کتاب، آنی دیگر دختربچهای خیالباف نیست؛ حالا با چالشهای واقعیتری روبهروست. او در خانهای دانشجویی با چند دختر دیگر زندگی میکند، روابط تازهای شکل میدهد و در کنار تحصیل، سعی دارد بفهمد که چه میخواهد، چه کسی را دوست دارد و چه کسی میخواهد باشد. در میان این تجربهها، مفهوم "خانه" برای آنی دوباره تعریف میشود. جایی که در آن احساس تعلق دارد، شاید دیگر فقط گرین گیبلز نباشد، بلکه هر جایی باشد که خودش را در آن پیدا میکند. یکی از خطوط اصلی داستان، رابطه پیچیده آنی و گیلبرت بلیث است. گیلبرت، که از دوران کودکی همراه آنی بوده، در این کتاب جایگاهی متفاوت پیدا میکند. آنی با وجود همه نزدیکیها، نمیخواهد باور کند که گیلبرت ممکن است معنای عمیقتری در زندگیاش داشته باشد. در همین حال، خواستگاریهای دیگر، بهویژه از سوی روی گاردنر که آنی مدتی مجذوبش میشود، باعث میشود او تصویری ایدهآل از عشق در ذهنش بسازد و با واقعیت فاصله بگیرد. این روند، او را به جایی میرساند که باید میان رویاهایش و آنچه در قلبش واقعی است، انتخاب کند. مرگ یکی از دوستان صمیمی آنی، رابی گیلز، بخش تلخی از روایت است که آنی را به تأملی جدی درباره زندگی، دوستی و گذر زمان وامیدارد. این اتفاق، به همراه دلتنگی برای خانه و نگرانی درباره آینده، فضای ذهنی آنی را پیچیدهتر و انسانیتر میکند. او در مییابد که بزرگ شدن فقط در عبور از سالها نیست، بلکه در عبور از تجربههایی است که او را تغییر میدهند و درک او را از خود و دیگران عمیقتر میکنند. یکی دیگر از جنبههای پررنگ کتاب، دوستیهای زنانه است. از پرسیلا گرفته تا فیلیس و استلا، هر کدام دنیای خاص خود را دارند، با دغدغهها و آرزوهایی که گاهی با آنی همراستا نیست، اما در مجموع، بخشی از شکلگیری نگاه آنی به زندگی میشوند. این دوستیها، در کنار تنهاییهای گهگاه او، تصویری واقعی از زیستن در دنیایی ناآشنا را ارائه میدهند.
در پایان کتاب، وقتی آنی پس از دریافت خبری نگرانکننده درباره گیلبرت، با شتاب به خانه بازمیگردد، لحظهای عاطفی و تعیینکننده رقم میخورد. لحظهای که در آن، پردههای خیال کنار میروند و آنی با خلوصی بیپیرایه، به احساسی که همیشه در دلش بوده اما از آن غافل بوده، اعتراف میکند. «آنی شرلی (کتاب سوم)» داستانی درباره بلوغ، انتخاب، و کشف دوباره خویشتن است، در دل جهانی که به تدریج دیگر آنقدر ساده نیست.